گام اول

خرید بک لینک
دوره ی اخر دبیرستان رو میتونم بگم ویژه گذروندم.هیچ شباهتی به قبل و الانم نداره.با انگیزه ترین دوران عمرم همون سالها بود که فکر میکردم ناجی و افتخارافرین خودم و خانوادم باید باشم.به تحسین های بعد کنکور حتی فکر میکردم چیزی که وقتی الان یادش میفتم خندم میگیره.اعتماد به نفسی داشتم که قشنگ تکونم میداد.از نظر من هیچ مانعی وجود نداشت.خودم بودم و خودم.میزان درس خوندنم متوسط بود و الان که دارم مرور میکنم میبینم که کیفیتش شاید پایین بود از کمیتش.علتش رو هم شخصا محیط میدونم و شرایط بیرونی.من به موفق شدن در کنکور ایمان داشتم یک ایمان قوی ولی به رتبه ای که میخواستم برسم ایمان نداشتم به دانشگاه و رشته ی مطلوبم.همون هم شد یک رتبه کاملا متناسب با میزان تلاشم و خوب.یادمه هیچ وقت ناراحت نشدم از رتبم چون تا اخرین لحظه تلاش خودم رو کرده بودم.اگر بخوام مقایسه کنم نسبت به خیلی ها کمتر میخوندم.و با قاطعیت تمام میتونم بگم جزو ان عده ی معدود و انگشت شماری بودم که هزینه کمی کردن برای کنکور.

میخوام بگم تشنه ی یک هدف خاص نبودم فقط میدونستم الان در این شرایط تنها راه نجات من درس خوندنه و اینکه غرق در خودم و اعتماد به نفسم بودم میتونم بگم ایمان بیش از اندازه ای داشتم.به هیچ مشاور و روانشناسی اطمینان نداشتم به هیچ کتاب خاصی اطمینان نداشتم.میگفتم همه چی دست خودمه اگر بخوام و نیرو بذارم میشه.دنبال مسیر اسون و کوتاه نبودم.هیچ وقتم ناامید و خسته نشدم الته از لحاظ روحانی.نیروی عجیبی بود که هم کمکم کرد هم بهم ضربه زد.اگر ذره ای شک و تردید داشتم به خودم و روشم شاید اوضاع بهتر میبود الان.یک ذره تردید من رو به سمت روش های ازموده شده میبرد و دیگه نیاز نبود من اونارو ازمایش کنم.یکم جمع و جور تر عمل میکردم و سنجیده تر.

خیلی چیزها بود که اگر اگاه بودم به بعضی مسائل الان اوضاع اینطور نبود.شاید از این حرفام شما این رو برداشت کرده باشین که الان من یک ادم شکست خورده ای هستم که دلش برای خودش و دیگران میسوزه و اومده اینجا دلایل شکستشو به اشتراک میذاره و مدام حسرت گذشته رو میخوره و تو گذشتش گیر کرده ولی باید خدمتتون عرض کنم که اینطور نیس.من تقریبا هیچ وقت حسرت گذشته رو نخوردم بخصوص راجب درس و کنکورم و الان هم دارم مسیر موفقیت رو طی میکنم گرچه ممکنه دانشگاهم حتی رشتم الان کمتر به عنوان هدف در نطر گرفته بشه.

وقتی اومدم مطلب بذارم نمیدونستم از کجا باید شروع کنم ولی میدونستم چی میخوام.میخوام با مرور تجربه ها و گذشتم و حتی شرح الانم حداقل به یک نفر هم که شده کمک کنم و مفید باشم.میخوام بگم که موفقیت تنها صرف جمله ی "خواستن توانستن است" نیست.اینکه یکباره بیای و بگی من میخوام و میتونم..نه!!اول باید ترجمش کنی درکش کنی با تمام وجودت بپذیری و بعد صرفش کنی.

لازمه ی این درک آگاهیه..آگاهی از نیروی درونی!چیزی که تو کشورمون خیلیا راجبش مطالعه کردن و میدونن و مطمئنم خیلیا هم نمیدونن.هدف و انگیزه ی من از ایجاد این وبلاگ دقیقا بخش دومه.انسانهایی شبیه خودم و خانوادم.و اشنا شدن و کمک گرفتن از بخش دوم مردم.

در طول تاریخ انسانهایی بودن بسیار کنجکاو و خردمند که عمرشون رو صرف تحقیق و مطالعه ی قوانین جهان هستی کردن و اون علم رو رایگان در اختیار ما گذاشتن و ما فقط کافیه زحمت بکشیم بخونیم و کمی هم فکر کنیم راجبش،تا به هر انچه که مارو به کمال میرسونه برسیم.منظورم اینه که گام اول برای شروع مطالعه است.مطالعه راجب سوال هایی که در سرمان هست از کودکی.مطالعه راجب مشکلاتمان که مشکلات خیلی هاهم هست و روی انها فکر و تحقیق شده.مطالعه درباره ی ادم های موفق و شیوه ی فکر و عمل انها..مطالعه راجب هرانچه که لازم است.بنظرم مطالعه همیشه باید باشد.کاری که من هم الان در حال انجام ان هستم یعنی در گام اول.

در پست بعدی بیشتر توضیح میدم راجب گام اول..با ما همراه باشید

من و ......

ما را در سایت من و ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1397 ساعت: 19:23

صفحه بندی